قهرمان ميرزا عين السلطنه
1786
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
او هم ما بين من و والدهاش بدون هيچ زدوخورد كه معمول وراث است تنصيف شد . عيال ديگر برويم سر مطلب . با اين وضع روزگار گرانى [ و ] بيكارى هيچ ميل نداشتم عيال ديگرى اختيار كنم . اگرچه آنى آسودهام نمىگذاشتند اما طفره مىزدم . ليكن روزبهروز بدخلقى و بدگوئى كوكب خانم زيادتر شد . يعنى از روزى كه زنجان آمد خفت عقل او به تزايد رسيد . هرچه من خواستم بدخلقى او كم شود و اسباب راحتى مرا فراهم كند ممكن نشد . تا ماه صفر گذشته چند شب بناى ديوانگى را گذاشت . با وجودى كه حامله بود جدا ايستاد كه مرا طلاق بده . من هم دادم . محض آنكه حمل داشت فرستادم خانهء موروثى دروازهء قزوين . حضرت و الا به ملاير تشريف بردند و من از آن خانهء كرايه به اين اندرون آمدم . تازهگل پدرسگ هم صيغه براى من پيدا كرده بود . آنقدر از اين زن تعريف كرده بود كه مرا واله و شيدا و عاشق بيقرار نموده بود . مبلغى هم پول دادم آورد . انشاء الله نصيب گرگ بيابان شود . چون وقت گذشته نمىشود شرح اين قضيه را به تفصيل داد كه تا آمدن او دچار چه مشكلات و مخاطرات شدم . وقتى كه آمد آن هم آنطور . شصت روز از مقدمهء رفتن مادر بچهها گذشته بود . به اصرار قجر آقا و ديگران بچهها را به ديدن مادرشان فرستادم . غروب كه به خانه آمدم ديدم كوكب خانم بچهها را جلو انداخته با كلام الله مجيد به اطاق آمد . قجر آقا هم بود . من چه داشتم كه بگويم . خانه ، زندگى ، مال ، اسباب همه را گذاشت رفت . حالا به اين ترتيب آمد . در صورتى كه من قول و قرارى جاى ديگر دادهام و تا امروز تشريف دارد . شاهزاده خانم صبيهء مرحوم مبرور جلال الدين ميرزا ابن خاقان خلد آشيان عيال مرحوم معين السلطنه شده بود يك دختر از او آورد طلاق گرفت . معين السلطنه زن زياد مىگرفت . عزيز الدوله « 1 » مرحوم را هم گرفته بود . بواسطهء آنكه اختيارش با خودش بود به خانهء ما خدمت مرحوم خانم بسيار مىآمد . دختر عم همديگر هم كه بودند . من هميشه به شوخى مىگفتم اين دختر شما زن من است . تا عيال اول را نگرفته بودم ممكن بود . بعد از آن باز هروقت اينجا مىآمد اين مرافعه را داشتيم . او انكار داشت و من اصرار . بازهم كه كوكب خانم را آورده بودند من اين شوخى را داشتم . آخرش به مرافعه و قال و مقال مىكشيد . اسباب صحبت و تفريح خانمها بود . از آنجائى كه قسمت و نصيب را گزيرى نيست اين شاهزاده بگم خانم تا امروز شوهرى اختيار نكرده در خانهء شاهزاده خانم مادرش باقى بود . همشيرههاى من و
--> ( 1 ) - عزيز الدوله دختر محمد شاه قاجار عيال سابق عميد الدوله كيومرث ميرزا ( مسعود سالور ) .